.tumblr hit counter
hit counter

خوش آمدید

روژگار نیکه ،خوش آمدید،یادگار ما نظرشمااست.تمام چیزهای عالی، ‌فراتر از محدوده زبان هستند. وقتی چیزهای زیادی برای گفتن هست، گفتن آنها دشوار می شود. فقط موضوعات کوچک،‌ جزیی و معمولی را می توان به زبان آورد. هروقت که احساس توفنده دارید، ‌گفتن آن غیر ممکن می شود؛ ‌زیرا کلمات بسیار کوچک اند و نمی توانند موضوعات بزرگ را بیان کنند. کلمات کاربردی اند. آنها برای فعالیت روزمره و عادی خوب هستند، ولی وقتی فراتر از زندگی روزمره روید، کلمه ها ناتوان می شوند. کلمات در مورد عشق مفید نیستند و در دعا کاملا بی کفایت می شوند. تمام چیزهای عالی، فراتر از محدوده زبان هستند

ابزار وبمستر


به نام اهورامزدا

پیامبری اشو زرتشت هزارو هفتصد و شصت وهشت سال پیش از میلاد

............................... اندیشه ،گفتار و کردار نیک
ز پوچ جهان اگر دوست دارم ترا، ای کهن بوم و بر دوست دارم ترا، ای کهن پیر جاوید برنا ترا دوست دارم، اگر دوست دارم ترا، ای گرانمایه، دیرینه ایران ترا ای گرامی گهر دوست دارم ترا، ای کهن زاد بوم بزرگان بزرگ آفرین نامور دوست دارم هنروار اندیشه ات رخشد و من هم اندیشه ات، هم هنر دوست دارم اگر قول افسانه، یا متن تاریخ وگر نقد و نقل سیر دوست دارم اگر خامه تیشه ست و خط نقر در سنگ بر اوراق کوه و کمر دوست دارم وگر ضبط دفتر ز مشکین مرکب نئین خامه، یا کلک پر دوست دارم گمان های تو چون یقین می ستایم عیان های تو چون خبر دوست دارم هم ارمزد و هم ایزدانت پرستم هم آن فره و فروهر دوست دارم بجان پاک پیغمبر باستانت که پیری است روشن نگر دوست دارم گرانمایه زردشت را من فزونتر ز هر پیر و پیغامبر دوست دارم بشر بهتر از او ندید و نبیند من آن بهترین از بشر دوست دارم سه نیکش بهین رهنمای جهان ست مفیدی چنین مختصر دوست دارم ابر مرد ایرانئی راهبر بود من ایرانی راهبر دوست دارم نه کشت و نه دستور کشتن به کس داد ازینروش هم معتبر دوست دارم من آن راستین پیر را، گرچه رفته ست از افسانه آن سوی تر، دوست دارم هم آن پور بیدار دل بامدادت نشابوری هورفر دوست دارم فری مزدک، آن هوش جاوید اعصار که ش از هر نگاه و نظر دوست دارم دلیرانه جان باخت در جنگ بیداد من آن شیر دل دادگر دوست دارم جهانگیر و داد آفرین فکرتی داشت فزونترش زین رهگذر دوست دارم ستایش کنان مانی ارجمندت چو نقاش و پیغامور دوست دارم هم آن نقش پرداز ارواح برتر هم ارژنگ آن نقشگر دوست دارم همه کشتزارانت، از دیم و فاراب همه دشت و در، جوی و جر دوست دارم کویرت چو دریا و کوهت چو جنگل همه بوم و بر، خشک و تر دوست دارم شهیدان جانباز و فرزانه ات را که بودند فخر بشر دوست دارم به لطف نسیم سحر روحشان را چنانچون ز آهن جگر دوست دارم هم افکار پرشورشان را، که اعصار از آن گشته زیر و زبر دوست دارم هم آثارشان را، چه پندو چه پیغام و گر چند، سطری خبر دوست دارم من آن جاودنیاد مردان، که بودند بهر قرن چندین نفر دوست دارم همه شاعران تو و آثارشان را بپاکی نسیم سحر دوست دارم ز فردوسی، آن کاخ افسانه کافراخت در آفاق فخر و ظفر دوست دارم ز خیام، خشم و خروشی که جاوید کند در دل و جان اثر دوست دارم ز عطار، آن سوز و سودای پر درد که انگیزد از جان شرر دوست دارم وز آن شیفته شمس، شور و شراری که جان را کند شعله ور دوست دارم ز سعدی و از حافظ و از نظامی همه شور و شعر و سمر دوست دارم خوشا رشت و گرگان و مازندرانت که شان هم چو بحر خزر دوست دارم خوشا حوزه شرب کارون و اهواز که شیرین ترینش از شکر دوست دارم فری آذر آبادگان بزرگت من آن پیشگام خطر دوست دارم صفاهان نصف جهان ترا من فزونتر ز نصف دگر دوست دارم خوشا خطه نخبه زای خراسان ز جان و دل آن پهنه ور دوست دارم زهی شهر شیراز جنت طرازت من آن مهد ذوق و هنر دوست دارم بر و بوم کرد و بلوچ ترا چون درخت نجابت ثمر دوست دارم خوشا طرف کرمان و مرز جنوبت که شان خشک و تر، بحر و بر دوست دارم من افغان همریشه مان را که باغی ست به چنگ بتر از تتر دوست دارم کهن سغد و خوارزم را، با کویرش که شان باخت دوده ی قجر دوست دارم عراق و خلیج تورا، چون ورازورد که دیوار چین راست در دوست دارم هم اران و قفقاز دیرینه مان را چو پوری سرای پدر دوست دارم چو دیروز افسانه، فردای رویات بجان این یک و آن دگر دوست دارم هم افسانه ات را، که خوشتر ز طفلان برویاندم بال و پر دوست دارم هم آفاق رویائیت را؛ که جاوید در آفاق رویا سفر دوست دارم چو رویا و افسانه، دیروز و فردات بجای خود این هر دو سر دوست دارم تو در اوج بودی، به معنا و صورت من آن اوج قدر و خطر دوست دارم دگر باره برشو به اوج معانی که ت این تازه رنگ و صور دوست دارم نه شرقی، نه غربی، نه تازی شدن را برای تو، ای بوم و بر دوست دارم جهان تا جهانست، پیروز باشی برومند و بیدار و بهروز باشی مهدی اخوان ثالث (م. امید) کتاب ترا! ای کهن بوم و بر دوست دارم
راز «کاشی زرین فام تخت سلیمان»، باخود خوشبختی می‌آورد - (درِمهر(آتشکده

(درِمهر(آتشکده
در بینش اشوزرتشت خداوند را باید در روشنایی جستجو کرد.درِمهر محل نور ونماد اجاق خانواده ،شهر یا کشور است.درِمهر محل پیمان دو دلداده ،یادگار جاوید مهربانی هاست. 
نویسندگان
لینک دوستان
پیوندهای روزانه

با سپاس از سایت یتا ا هو

کاشی زرین فام تخت سلیمان -موزه رضا عباسی زهرا حبیبی زاد: کاشی که به «کاشی زرین فام تخت سلیمان» نامور است، مربوط به۸۰۰ سال پیش است واکنون درموزه‌ی «رضاعباسی» نگهداری می‌شود. نقش آن یک سیمرغ درحال پرواز با بال‌های باز است ودرنوع خود بی‌نظیر است. «تخت‌سلیمان» محوطه‌ای بزرگ و باستانی دراستان آذربایجان غربی است که «آتشکده آذرگشسب»، یکی ازبزرگ‌ترین آتشکده‌های روزگار ساسانی، درآنجا قرار دارد.

 

ولی در روزگار ایلخانان مغول، یعنی در سده‌ی هفتم هجری قمری، «اباقاخان» که درمراغه فروانروایی می‌‏کرد، برای ساختن کاخ شکار و اقامتگاه تابستانی خود، به تخت سلیمان آمد و ازمصالح باقی‌مانده آتشکده بهره برد و همه‌ی کاخ خود را با کاشی‌های طلایی و گچبری‌های باشکوه آراسته کرد. این کاشی نیز یکی ازهمان کاشی‌های طلایی یا زرین‌فام کاخ «اباقاخان» است.

کاشی‌های زرین فام درتاریک‌ترین دوره‌ی تاریخ ایران، یعنی دوره مغول، توسط هنرمندان ایرانی به‌کارگرفته شد و از نظر نوع ساخت و کیفیت با کاشی‌های دوره پیش و پس ازخود فرق می‌کرد. همچنین، این نخستین کاشی ایرانی بود که نام هنرمند و تاریخ ساخت کاشی برروی آن حک می‌شد. نقش‌های بیشتر این کاشی‌ها تصویرهای شاهنامه فردوسی، سوارکاران و شاهزادگان نشسته برتخت است که به‌گونه‌ای برجسته کشیده شده است.

اما پرسش بنیادین این است که چرا چنین هنر بی‌نظیری دردوره‌ای به‌وجود آمده که تاریک‌ترین روزهای زندگی مردم ایران بوده است؟ شاید با کمی‌ اندیشه درباره‌ی کاشی و نقش‌ونگار آن، بتوانیم تا اندازه‌ای به این پرسش، پاسخ دهیم. همان‌گونه که می‌بینید، این کاشی به صورت هشت پراست. شکل کاشی هشت پر ازچرخیدن دو مربع به‌وجود آمده و از دیرباز، نشانه‌ی رمزی خورشید بوده است. همچنین، از دیرباز مردم بر این باور بودند که بهشت هشت در دارد که درهشتم آن، یعنی توبه، همیشه بازاست ؛ پس شکل کلی کاشی نشانه بهشت، خورشید، نور و رهایی از تاریکی و ظلم است.

اما نقش روی آن سیمرغ است. سیمرغ از به‌نام‌ترین شخصیت‌های شاهنامه است که باخود خوشبختی می‌آورد. او بربالای کوه البرز زندگی می‌کند وتنها با اندیشه وکمک اوست که رستم زاده می‌شود. درشاهنامه آمده است که هرکس پری از سیمرغ داشته باشد هیچکس نمی‌تواند به او آسیب برساند.

پس به همراه داشتن پری ازسیمرغ به معنای در امان بودن از ظلم و ستم است. در مجموع، طرح و نقش این کاشی اتفاقی یا از روی تفنن شکل نگرفته، بلکه نشان می‌دهد که ایرانیان دریکی از سخت‌ترین دوره‌های زندگی خود، به دنبال راه نجاتی بودند وخواسته‌ها و آرزوهای قلبی خود را در قالب شاهکارهای هنری نشان داده‌اند.

[ ۱۳٩٠/٦/٢۱ ] [ ٦:٢۸ ‎ق.ظ ] [ داریوش ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

در بینش اشوزرتشت خداوند را باید در روشنایی جستجو کرد پس هر زرتشتی به هنگام نیایش رو به سوی روشنایی می کند، هرگونه روشنایی درنماز تفاوتی ندارد . نور خورشید ، ماه ، چراغ که یکی از آنها نیز می تواند روشنایی آتش باشد . از سوی دیگر ایرانیان باستان ، آتش را نماد موجودیت خود یا نمادی از هویت ملی خودیا اجاق می دانستند و به آن افتخار می کردند زیرا آتش از بین برندة ناپاکی ها و روشن کنندة تاریکی ها است ، گرما و انرژی آتش چرخ های صنعت و پیشرفت را به چرخش می آورد و آتش درونی انسان اندیشه او را به خـردِ بی پایان اهورایی پیوند میدهد ، پس زرتشتیان به پیروی از نیاکان خود همچنان آتش را در آتشکده ها پرستاری می کنند تا یادآور پویایی روشنایی در هستی باشد .زرتشتیان آتشکده ها را درِمهر یعنی راه ورود مهربانی ها می دانند ومحلی است برای پیمان بستن دو دلداده چون پاک وبی آلایش می دانند. نویسنده :داریوش .ش.شریف آباد
موضوعات وب
آرشیو مطالب
RSS Feed



برای نمایش تصاویر گالری كلیك كنید


دریافت كد گالری عكس در وب

فونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا ساز




نیت کنید و اشاره فرمایید




.......

راهرو عشق ::. 01669882101588730573.gif .
06069504554695262789.gif

.
پرستش سوی
37148784922960956874.gif

.
پارسه، تخت جمشید))
83175954030660587069.gif

.
شریف آباد اردکان
06069504554695262789.gif

.
.:: گات ها ::.
06069504554695262789.gif

.
سپنتامئینیو
و انکرمئینیو
06069504554695262789.gif

.
فرشه
"تازه گردانیدن جهان
text describing the image


سو شیانت و گات ها
text describing the image


داستان های کوتاه
text describing the image


واژه ها::.
text describing the image



چهار تاقی ::.
text describing the image


آتشکده ::.
text describing the image


راهرو عشق ::.
text describing the image



text describing the image


text describing the image



text describing the image



text describing the image



text describing the image



text describing the image



text describing the image



text describing the image



text describing the image



text describing the image